شعله عشق ات چنان آتش زده بر جان من گر بگیری خود ز من دیگررسد پایان منشعرها بِسروده ام در وصف چشمانت بسیتا نشیند این غزل ها بر دل دیوان من میوه ی سیبی به باغ عشق من ای ماهرخ چیدنت کفاره دارد دین من قرآن من بسترم شب ها به رویایت نشینم تا سحربلکه آیی همچو اشکی در صف چشمان من نام تو زآتش بود آتش زنی بر
برچسب:
نویسنده: باران کاظمی
تاريخ: سه
شنبه
29 فروردين
1396 ساعت: 18:57